اولین سفر۲تایی - تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 2:08
سلام دیروز منو عشقم،
زندگی۲ماهه - تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 2:08
راستی یادم رفت بگم که همسرقبلیشون با توجه اینکه حضانت کامل پسرش روگرفته بود ولی پسرش رو اورده و انداخته خونه پدرهمسرم و ماهم اوردیمش پیش خودمون تاکنار پدرش باشه و بزرگ بشه
۸ تیر - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 23:26
سلام یه حس بدی مثل خوره افتاده بجونم... نمیدونم اخر قصه مون چی میشه..
بحث۹۹ جدید - تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 19:08
سلامچه سال بدی بود امسال وچه روزهای سختی رو پست سرگذاشتیم تا به الان....بحث کرونا.... قرنطینه... داستانها و بحثهای ما...واقعا عصبی ام..کلافه..بی حوصله..خسته.. چقد سخته بفهمی بعداینهمه سال اشتباه فکرمیکردی ...چقد سخته که بفهمی برای کسی ازخانوادت گدشتی که هیچ ارزشی برات قایل نیست.. هیچ توجهی به ارزشها...
۲۱دی - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 10:26
سلام عزیزنبرگشتیم به زمان قبل خخخخخحالن خوبه توهم خوب باش لطفاچخبر؟چطوری؟رفتی شکار؟؟
۳۰مهر۹۸ و جاری شدن شیغه طلاق - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:04
سلامکارشون تموم شدامروزوصیغه طلاق جاری شد...همیشه گفتیم هرچی صلاح هست همون بشه.حس عجیبی داره... یهوعکس از صفحه شناسنامه اش برام فرستاد...بازم توکل بخدابازم خودمون رو میسپاریم بخداالهی همه به خواسته وارزوهاشون برسن و کمک کنه منو عشقمم باعزت واحترام وابرو باهم ازدواج کنیم...
۱۹ آذر - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:04
سلامخیلی وقته دست ودلم به نوشتن نمیره. دیگه حس وحال نوشتن ندارم.. اوصاع خوبه ولی من کلافم...دیروز باعشقم کنار هم بودیم روز قشنگ وخوبی بود ولی نمیدونم چرا هرموقع باهم حرف میزنیم حس میکنه درکناراینکه مرد خوش قلب ومهربونیه خیلی خودخواهه... حس میکنم فقط خودش و دخترش رو میبینه.در مورد یه موصوعی بارها باه...
8مرداد روزاقدام - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:18
سلام امروز رفتن برای اقدام.. ان شاالله اخرس خیره ومنوعشفم با عزت واحترام وابرو باهم ازدواج میکنیم
۲۸ شهریور - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:18
سلامامروز مشاوره براشون نوبت دفتر قضایی داده.. ان شاالله که خداخودش همه چی رو با ابرو پیش میبره بحق محمدوآلش و بحق حسین و اولادش
18 مهر وحرکت بسمت کربلا - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:18
سلام امروز جیگرم قراره حرکت کنه بسمت کربلا... الهی که بسلامت بره وبرگرده..بهش یه هدیه دادم که داخل پاکت گذاشته بودم و خیلی خوشحال شدوخوشش اومده بود ازنوشته روی پاکت
26مهر - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:18
سلام عشق من دیروز ازسفرکربلا برگشت وماهمدیگه رو دیدیم .خدایاشکرت که صحیح وسالم برگشت.هزارمرتبه شکر
یک واقعیت... - تاریخ: 1398/2/19 ساعت: 5:44
هی می نشینیم می گوییم:اگر خوشگل تر بودم...اگر پولدار تر بودم...اگر در یک شهر دیگر زندگی میکردم...اگر از کشور خارج میشدم...اگر یک دهه زودتر بدنیا آمده بودم...یا اگر الآن برای خودم اسم و رسمی داشتم،لابد
ناگفته های کاینات - تاریخ: 1398/2/19 ساعت: 5:44
کائنات قانون های بسیار ساده ای دارد...قانونهایی که اگر بیاموزی در زندگی روزمره ات بکار بری...به آنچه براستی در جستجویش هستی خواهی رسید:اگر میخواهی کائنات راه را برای رسیدن به آرزوهایت باز کند...شکرگذا
11 اردیبهشت و یه روز خاص - تاریخ: 1398/2/19 ساعت: 5:44
سلامامروزم روز قشنگی بود..روزخوبی بود ... لتظات قشنگی روکنارهم داشتیم.رفتیم خونه دوستم و مثل دیروز یکسری وسایلمون رو مرتب و جدا کردیم ... میوه خوردیم..پفک خوردیم.. با هم حرف زدیم... تازه بعدازظهرم یه جشن دعوت بودم گه اونم بود....امروزمو دوست داشتم..خدایا بابت تمام لحظات قشنگی که امروزداشتم وفرداخواه...
سپاسگزاری - تاریخ: 1397/1/27 ساعت: 22:44
تقدیم به دنیای خودممهربان خدای خوب منبخاطر آرامشی که ارزانی ام داشتی از تو سپاسگزارمبخاطر رفع همه دغدغه ها ؛ و امنیتم از تو سپاسگزارمبخاطر جسم سالم و نشاط و شادابیم از تو سپاسگزارمبخاطر نیت پاک و قلب مهربانم از تو سپاسگزارمبخاطر آگاهی و دانائیم از تو سپاسگزارمبخاطر گذشت و بخششم از تو سپاسگزارمبخاطر ...